ديار اشك
زمستان

زمستون

زمستون تن عریون باغچه چون بیابون

دؤرختا با پای برهنه زیر بارون

نمی دونی تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستند بی بهانه

واسه هم قصه گفتند عاشقانه

چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون

مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه ی چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون

گلهای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخه روزهای جدائی

چه سخته چه سخته نشینم بی تو با چشمای گریون

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱ دی ،۱۳۸٤ - آرش(اشك)