افسانه من

افسانة من<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

ای اشک سوزان ، ای چراغ خانة من

 

ای از تو روشن خانه و کاشانة من

 

ای آه آتش خیز من ، ای در دل شب

 

بر شعلة سوزان دل پروانة من

 

ای عقده ، ای اشک فشرده در گلویم

 

با خون دل آغشته آب و دانة من

 

ای سینه ، ای خالی زهر نیرنگ و کینه

 

ای از خرابیهای دل ویرانة من

 

ای جان درد آلودة محنت نصیبم

 

ای رفته از کف در غم جانانة من

 

غم ؟ ای نشانده در صف میخانه مستم

 

بر سنگ مدهوشی زده پیمانة من

 

ای دیده ، ای از بی نصیبی مات و حیران

 

ای بینوا تر از دل دیوانة من

 

بیهوده میسوزید و مینالید از غم

 

ای آشنایان ز خود بیگانة من

 

افسانه شد مهر و وفاداری و یاری

 

کوته کنید ای همرهان ، افسانة من

           

                                                         شاعر : بيژن ترقی

 

/ 29 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام خوبی ؟ منتظر اپديتت هستم

سوگل

ارش جان خيلی وقته نيستی؟ نمی خوای بيايی؟ دلمون برات تنگ شده ها

مريم

سلام اخه کجايی؟ نمی خوای اپديت کنی؟؟؟؟؟؟؟

گرگ عاشق

دیار اشک؟چه جالب ولی میشه اشک نریخت میشه موند و جنگید میشه خیلی کارا کرد باید خواست بخواه میشه اشک نریخت

سوگل

اقا ارش خيلی وقته ازت خبری نيست؟ کجايی؟

سام

سلام من دوباره به تو عزیز به تو گرامی سرزدم و از این کار بسیار مسرورم چون باز گل کاشته ای تو هم به کلبه ما بیا پیروز باشی

lover wolf

دوستان را دوستي در زندگيست***بعد مردن دوستي در كار نيست آپم نظر يادت نره دوست

سميرا

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد نيت خير مگردان که مبارک فاليست کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد حافظ خسته که از ناله تنش چون ناليست

سوگل

نيستی ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سام

سلام خوبی فکر نمی کردم بعد مدتی دوباره بیام و ببینم لینک منو برداشته باشی در حالی که من تو و از اول لینک داشتم و برش نداشتم و الن هم جز سه لینک پربازدیده اوله در حالی که تو منو اول لینک کردی و من فکر کردم هنوز اینجا لینکم هست حالا اگه میخوای لینکمو بذار وگرنه بگو لینکتو بردارم اگرچه برام سخته